• بازگشت به صفحه اصلی
  • zondag 21 september 2008

    پیام تهنیت فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان ( ففتا ) به مناسبت تأسیس

    پیام تهنیت فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان ( ففتا ) به مناسبت تأسیس حزب آزادگان افغانستان

    کشوری که استیلای مستمر جلوه های گوناگون بیدادگری و استبداد، با تسلط قهقرايی فقر مادی و سقوط ارزشهای معنوی در حیات جامعه، مشخصه ی تعریف شده ی تاریخ موجودیت آن در کلیه ادوار است و بی یاسائی فکری در نبود حداقل آگاهی علمی و منطقی از تاریخ و فرهنگ ترکیبی باشندگان چندین ملیتی این سرزمین توأم با تلاش در وارونه سازی حقایق، فعالین عرصۀ سیاست و قدرت سیاسی را همواره در نوعی مناسبات سلطه جویانه ی غیرانسانی با مجموع مرم این سرزمین قرار داده که حاصل آن فضای غم انگیز تاریخ معاصر با ظهور و زوال پیروان متعدد اندیشه های وارداتی در حاکمیت و دستیابی منابع صادر کننده ی آن اندیشه ها به سرنوشت و مقدرات مردم و سرزمین ما به شیوه های گوناگون است و میباشد. با تأثیرپذیری از تداوم حاکمیت چنین مناسباتی در حیات مردم ما، تحرکات روشنگری نیز در مسیحايی ترین نقشهای وجودی خویش با تأثیر پذیری از سطح نازل شعور سیاسی در مجموع، اکثراًمحکوم به دنباله روی های آگاهانه و غیرآگاهانه از منابع بیرونی در نبود هر نوع خلاقیت و ابتکار انطباقی با واقعیتهای موجود و جاری درین جامعه محکوم و در یک فضای فقرآلود و مبهم فرهنگ سیاسی و درک اجتماعی ناتوان از ایجاد رابطه های منطقی با ظابطه های سازنده و علمی در مبارزات اجتماعی کشور گردیده است که حاصل آن هم تا امروز جز تداوم مضاعف استبداد و به هدر رفتن خونبهای پاکترین فرزندان این سرزمین چیز دیگری نیست و نمیباشد.
    تهیدستی وهم انگیز در رابطه با فهم معنی و معرفت مبارزۀ آگاهانه با نظرداشت انواع تضادهای ایجادشده در میان باشندگان کشور ما از قدیم تا امروز وجود دارد که با برخوردهای ذهنیگرایانۀ مکتبی، و ارزیابی واقعیت ها در یک جو و فضای مکتبی گری با نگرش قضایا از بالا به پایان، آنهم تا حد فاصل میان عمق و سطح و باقی ماندن در گرو کلی بافی های بی بنیاد و در یک جادۀ یکطرفۀ خیالی هنوزهم در محیط های سیاسی فرهنگی ما دنبال میشود. و این خود از مصیبت زا ترین و فسادآور ترین عوامل در عرصه های مختلف حیات جامعۀ ماست که از عدم توفیق به معرفت منطقی قضایای گذشته، حال و آیندۀ جامعه سرچشمه میگیرد.
    آنچه که در این میانه بی هیچ دلیلی پیدا و نتایج شوم آن در هر لحظه زندگی مردم ما برملاست، تعمیل و تداوم تلاش های هدفمند و پلان شده ی منابع استبداد ايتلافی است که در متن آن دلالان داخلی، سلطه گران خارجی و ارتجاع چپ و راست، هریک بمنظور نیل به اهداف و برنامه های خاص خود متحد و منسجم شده با ایجاد یک فضای همکاری تنگاتنگ، مصروف خرد و خمیر نمودن باشندگان این سرزمین، در آسیاب فقر و تهیدستی مادی و معنوی مضاعف میباشند، تا از خمیرۀ وجودی جامعه تخم آگاهی و معرفت را دانه دانه برچیده، با محروم سازی این ستمدیدگان بی مثال گیتی از خویشتن شناسی انسانی، ایشان را محکوم به زندگی ابدی در لجنزار جهل و خرافات، فقر و استبداد، تعصب و نفاق نموده، هیچ مانعی را در راه تحقق پلان های شوم و خون آشامی های تسکین ناپذیر خود دراین سرزمین باقی نگذارند.
    چنانچه ما همین اکنون هم شاهد تلاشهای خستگی ناپذیر کشتکاران بازار سرمایه و زور در یک بازی بیرحمانه و وحشتناک با سرنوشت مردم خود با اشتراک گلادیاتورهای جهل و بی خردی برخاسته از متن زندگی انحرافی دیروز و امروز جامعۀ خویش هستیم که مجدانه مصروف بذرافشانی با دانه های تحمیق، تخدیر و بی باوری در جهت ازبین بردن ارزشهای انسانی و اعتماد به نفس مردم ما اند.
    در چنین اوضاع و احوال آشفته ی فکری و بی یاسايی در جهت رهیابی به سوب ساحل نجات و دستیابی به نوشداروی زخم های بجامانده از اعماق قرون و زمانه ها، عرض و جود مدرسۀ معنی و تفکر انسانی و انقلابی آزادگان با تجمع اندیشه وران راستین و سرافراز در آزمون زمان که میراثداری مهر عبودیت در محراب حق و حقیقت را از خون های پاک پاکترین فرزندان این سرزمین سرلوحۀ زندگی خویش ساخته و واقعیت مفهوم رهايی انسان را در مدرسۀ زندگی در این اجتماع جهنمی نیک آموخته اند، خود نویدی نیک در جهت گشایش روزنه های امید به فرداهای نیکوست.
    آزادگان باید مفتخر باشد به اینکه امروز بازهم توانسته است یکبار دیگر با انتخاب ناب ترین عصاره های حق و حقیقت در جامعه کنونی افغانستان و مسیرهای متلاطم فکری جهان ما از درافتادن در گرداب دنباله روی های باب میل اربابان گیتی و سیاه چال های خودبرتربینی های متعفن و رايج در جامعه، مبرا و ممثل صادق اندیشه و باور آزمون شده ی شهدای گلگون کفنی باقی بمانند که سر باختند و تخم معنی و معرفت کاشتند، ولی از لبیک گفتن به ندای دژخیمان و ستمگاران دوران ابا ورزیدند.
    همگامی های آگاهانه و مدبرانه ی شخصیت های برخاسته از جریانات مختلف سیاسی و فکری کشور و رویکرد خلاق و مبتکرانه ی ایشان، نسبت به قضایای جاری در جامعۀ آسیب دیده و متلاشی شده ی افغانستان که در خطوط مرامی ایشان منعکس گردیده، بازگو کننده ی این حقیقت است که، دراین مقطع تاریخ حزب آزادگان، یکبار دیگر با الهام از تجارب تلخ نهضت روشنگری کشور و سرگردانی های دنباله روانه و فاقد خلاقیت این نهضت در بسی رویکردهای گذشته و حال که منجر به ناکامی های پیهم و فاجعه بار آن در عملکرد سیاسی و اجتماعی آن گردید، کار نامۀ ماندگار و کاملاً بکری را که همخوانی دقیق و حساب شده با واقعیتهای موجود در جامعه دارد، روی دست گرفته که حاصل آن مسلماً، گشایش باب شگوفايی اندیشه های نجات بخش و ماندگار همسو با نیاز زمان در کشور ما خواهد بود.
    این خود مژده دهنده ی آن است که جنبش روشنفکری جامعۀ ما برخلاف تصورات مأیوسانۀ مردم ما و تبلیغات منابع خصم که با تأثیرپذیری از حراج شرم آور اندیشه و باور در بازار مکارۀ سیاست های کاسبکارانه بوجود آمده و همه چیز جامعه منجمله باور و اعتقاد آنراهم نابود شده حساب میکنند، هنوزهم نطفه های روینده و مرجع شگوفايی های فراوانی را در خود نهفته دارد که میتوانند منبع امید و الهام فراوانی نسبت به آینده های دشوار باشد. هرچندی که ما از همین حالا، در یک فضای عاری از خودفریبی و مردم فریبی، با محاسبۀ دقیق و علمی، عمق تیرگی ها را در بسیط آینده میتوانیم پیش بین باشیم.!!!
    اما با کمال سعادت ما ناظر آنیم که انسان جامعۀ ما هنوزهم صاحب ایمان و باور خدشه ناپذیر در جهت نجات ارزشها و داشته های انسانی خود در رویارويی با هزاران جلوۀ اهریمن است. پیکر زخمی و باورهای نیمه جان خود را مجدانه به پیش میکشد و با ایمان به پیروزی حق بر باطل، از ناب ترین عصاره های گیاه آگاهی و خرد در جامعۀ بشری و سرزمین ویران ما، اندر تلاش ترکیب و ارايه ی مرهم شفا بخش و نه مسکن مقطعی به دردها و رنج های بیکران مردم ما است که خود مایه گزار بسی امید واری ها دراین شرایط دشوار میتواند باشد.
    فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان (فـفـتا) ضمن ارايۀ نیک ترین تمنیات و عمیق ترین آرزوهای موفقیت حضور یکایک دست اندرکاران ایجاد این مدرسۀ فکری، سیاسی در شرایط کنونی کشور، ابراز آرزومندی میکند که این کانون فکری و سیاسی از همین نخستین مراحل شکل گیری و رویش خود با بهره گیری از تجارب خونین نهضت روشنگری کشور در گذشته و بازده تحولات سیاسی و فکری عالم بشریت، هر اسم و رسمی راکه فاقد همخوانی با واقعیت های زنده و موجود در هستی جامعۀ ما باشد، به دور افگنده با گزینش عملی ترین راه التیام جراحات دردناک عقب ماندگی، فقر، جهل، نفاق، تعصب، خرافات، بیگانه پرستی، اسارت، محرومیت از حق، محکومیت در زنجیر اسارت بیگانگان و زخم های جدايی و تفریق مردم ما از همدیگر که از ریشۀ عظمت طلبی ها و برتری جويی های غیر انسانی در محیط سیاسی جامعه نشأت و در حال گسترش آمیبی خود است، وارد عمل گردیده، از گیرماندن در جال کلی بافی های صوری، با پیشداوری های ذهنیگرایانه همانند جنبش های چپ و راست گذشته برکنار باقی بمانند تا با فرورفتن در خلسۀ انترناسیونالیسم های چپ و راست که امروز نام های دیگری بخود کسب نموده از درک مبرم ترین وعریان ترین حقایق جامعۀ ما که توجه به حل مسألۀ مناسبات اقوام و ملیت های ساکن افغانستان از عمده ترین آنهاست، از واقعیت معرفت به منیت و هویت انسانی کتله های انسانی ساکن دراین جغرافیای آشوب و مصیبت، طفره نرفته و آنرا موکول به واصل شدن به این یا آن آب حیات از کدامین چشمۀ خضر نسازند.
    فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان که با داعیه و آرزوی احیای فرهنگ و هویت ضربه خورده و تحقیر شده ی خلق های تورک دراین سرزمین عرض وجود نموده و معتقد به نیل در ایجاد منیت و شخصیت واحد ملی دراین سرزمین از مجرای تعریف و تثبیت منیت و شخصیت واحدهای جداگانه و متشکلۀ این کل بزرگ یعنی مجموع مردم کشور ما میباشد، عمیقاً آرزو دارد که چوکات عقیدتی سیاسی حزب آزادگان از درغلطیدن در گرداب توهمات اپورتونیستی و مقطعی اندیشی های ذهنیگرایانه برکنار مانده با قبول دشواری های راه و دوری هدف علاج گر حاذق دردها و مصايب ساکنین این کشور شود.
    تبعیض و نابرابری در برابر اکثریت مطلق ساکنین کشور در رابطه با برخورداری از حقوق قانونمند و برابر سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در کشور، درد و مصیبت تاریخی و بجامانده از سلطۀ استبدادی و تک ملیتی در سرزمین ماست، نادیده گرفتن جستجوی راه حل دراین رابطه هر برنامه ای را، هر قدرهم که خود را جامع و کامل تصور کند، از جامعیت و اعتبار عاری میسازد.
    ما امید برآن داریم که فریاد آزادگان منعکس کننده ی نیاز مبارزه ی کلیه محرومان و مظلومان سرزمین ما باشد.
    مؤفقیت و شکوفايی این مرجع امید مردم ستمدیده و مظلوم، آرزوی همیشگی ماست.
    از جانب : هیأت رهبری فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان (ففتا)
    18 سپتمبر 2008 اروپا

    پیام تهنیت فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان به مناسبت دو سالگی ایپک یولی

    ایپک یولی مسیری به فردا ونویدی از بیداری وآگاهی خلق تورک در افغانستان


    هرچندی که دشمنان آزادی و عدالت همواره تلاش دارند که با بکارگیری شلاق سکوت، فریاد های حق طلبانه ی خلقهای محروم و محکوم دراین سرزمین را در پرده ی ابهام نگهدارند، ولی کاروان به پیش میرود و جرس قافله ی آگاهی و بیداری برخلاف میل و آرزوی ستمگران ریاکاری که هم خویشتن فریب اند وهم گمراه کننده ی مظلومین، ظلمت سکوت را در اعماق زمانه ها درهم میشکند. و فریادگرا از زوایای گوناگون، با بلند نمودن نداهای بیداری از خواب افیونی تاریخ، راه فردا را با شکست دیواره های سکوت بر روی مردم روشن و روشن تر میسازند. تا باشد که با شکست ظلمت سکوت، قصه های گویای آزادی و حق طلبی را در لب های خاموش این خفته گان تاریخ جاری و راه را برای فروریزی دیواره های زندان اسارت و بیعدالتی در کلیه اشکال و جلوه های آن هموار سازند.
    کوکب برنامه های نشرات تلویزیونی ایپک یول یا راه ابریشم که با ابتکار و ایجادگری زوج جوان و با استعداد برخاسته از متن نسل های متعهد روشنگری در جامعه ی تورکان افغانستان، فوزیه جان ارال و عزیزالله جان ارال که دوسال قبل براین در عالم رسانه های محیط هجرت و آوارگی طلوع نمود، خود نمودی رسا از عروج بانگ های ملکوتی بیداری مردم ما در گردونه ی تاریخ است که برخلاف میل و آرزوی سارقان قوافل خرد و آگاهی مردم ما به بار مینشیند و به پیش میتازد.
    در چنین یک روزگاری بر فرزندان خلق تورک است که این اقدام کوچک ولی حاوی بار پیام بزرگ بیداری و ظلمت شکنی را به دیده ی کم نه نگریسته و از نقش رهنمودی آن در ایجاد الگوهای آموزنده برای نسل های سرگردان مردم ما در جهت دستیابی به نقش آفرینی درین معرکه ی دادخواهی غافل نمانند.
    فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان با پیشکش نمودن عمیق ترین تمنیات شگوفايی و رونق درکار ماندگار و پرثمر ایپک یول، متمنی آن است که روشنفکران و قلم بدستان خلق تورک و دیگر آزاد اندیشان معتقد به تقدس حق و عدالت و تعمیم آن در همه عرصه های حیات مجموعی مردم ما، با اشتراک عقیده و عمل و کنار گذاشتن شیوه های انکار و خودفریبی با دوری از شعارهای اغواگرانه ی عوامفریب به نرخ روز، همه باهم وارد عمل گردیده و در ترسیم راه روشن رهايی از متن این سیاه چال زمان در سرزمین ما نقش های درخور توان خود را ایفا نمایند. تا باشد که با شگفتن ده ها، صدها و هزاران گل ایپک یول در عرصه های گوناگون فرهنگ و معنویت جامعه ی ما، راه به سوب زدودن تاریکی ها و طلوع آفتاب حق و حقیقت پهناور تر و روز رسیدن به سرمنزل آزادی و عدالت نزدیک تر شود.
    این آرزو متجلی عمیق ترین آرزوهای قلبی خلق های محروم و مهجور و ما مجدانه در تلاش رسیدن به آنیم. متحد و صادق در گفتار و عمل همه باهم باشیم تا قرین استحقاق دستیابی به این آرزوی بزرگ انسانی شویم.
    حقیقت پیروز میشود
    فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان 20 سپتامبر 2008 اروپا

    ا

    zaterdag 20 september 2008

    سناتور عبدالمجيد بدری دوستان وياران خود را ترك نمود


    سناتور عبدالمجيد بدری دوستان وياران خود را ترك نمود

    با اندوه فراوان اطلاع يافتيم كه سناتور عبدالمجيد بدری بروز جمعه تاريخ نزدهم سپتمبر بساعت هشت و بيست دقيقه بوقت محلی در ايالت كليفورنيای ايالات متحده امريكا با سپری نمودن مريضی طولانی كه عايد حالشان گرديده بود به سن هشتاد وهفت سالگی جان شيرين خود را به حق تسليم نمودند .
    انالله و انا اليه راجعون
    فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان درحاليكه از خدمات ارزنده مرحوم سناتور عبدالمجيد بدری اين شخصيت مردمی در مبارزه برعليه نابرابری های قومی وزبانی دوران های شاهی با قدردانی ياد نموده و این واقعه را يك ضايعه بزرگ تلقی مينمايد و درگذشت ايشان را به خانواده ، دوستان و ياران مرحومی در چهره فرزندان عزيز ايشان هريك محترم انجنيرنامق كمال بدری و جناب حشمت خليل بدری تسليت عرض نموده و از خداوند بزرگ صبر جميل برايشان استدعا مينمايد .
    از قرار معلومات تيلفونی و صحبت مسئولين خبری فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان با محترم انجنير نامق كمال بدری احتمال ميرود تا در حدود امكانات جسد ميت در افغانستان انتقال داده شده و به زادگاه ايشان در شهر ميمنه ولايت فارياب به خاك سپرده شود .

    روز فاتحه گيری و همچنان سوانح مرحوم بعدآ نشر حواهد شد

    اداره فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان

    20 - 09 - 2008

    woensdag 17 september 2008

    پيام تسليت


    انالله و انا اليه راجعون
    پيام تسليت
    با تآسف فراوان اطلاع يافتيم كه يكی از شخصيت های فرهنگی توركان افغانستان محترم عثمان آيدين برادر جناب خير محمد چاوش در كشور توركيه داعی اجل را لبيك گفته اند .
    فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان درحاليكه اين مرگ نابهنگام را يك ضايعه جبران ناپذير در احيای زبان و فرهنگ تورك های افغانستان تلقی ميكند ، تسليت بی پايان خود را به خانواده ، دوستان و اقارب مرحوم مغفور ابراز نموده و بروح آن اتحاف دعا مينمايد .
    مرحوم و مغفور عثمان آيدين كه فاكولته زراعت كابل را به پايان رسانيده اند از دیر زمان به اينطرف در توركيه حيات بسر برده و مصروف فعاليت های فرهنگی درين كشور بودند . ايشان در حيات خود كمك های بسيار ارزنده را برای مهاجرين افغانستان در توركيه انجام داده اند وهمگان از كمك های بی شائبه ايشان با نيكی و قدردانی ياد ميكنند .

    اداره فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان

    maandag 15 september 2008

    ابلاغیۀ فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان

    ابلاغیۀ فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان
    نخستین جرگۀ بزرگ فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان به روز های بیست وششم وبیست وهفتم ماه دسامبر 2008 میلادی در شهر کپنهاگن ،مرکز کشوردنمارک برگزار میگردد .

    از کلیه اعضای شورای مرکزی ،شخصیت های علمی وفرهنگی ودیگر اعضاء وهواداران این کانون رستاخیزمعنوی وفرهنگی اقوام وملیت های محکوم تورک در افغانستان دعوت به عمل میآید که با اشتراک فعال خود درین گرد همآئی بزرگ سهم شایستۀ خویشتن را در رستای رویش وشکوفائی این مهد آگاهی وبیداری محکومین ومظلومین ادا وبا هدیه نمودن فرآرده های اندیشه ومعنی از تجارب پر بار واندوخته های علمی خود به غنامندی واستحکام آن ایفای خدمت نمایند.

    محل برگزاری محفل: شهر کپنهاگن ،کشور دنمارک
    زمان برگزاری: به روز های جمعه 26 وشنبه 27 ماه دسامبر 2008

    Address: Præstevænget 22
    2750 Ballerup
    Copenhagen; Danmark

    شماره های تماس در دنمارک :
    موبایل: 004526279335
    منزل : 004558100703

    معلومات بیشتر را درین رابطه میتوانید از داکتر همت فاریابی در هالیند وداکتر قمرالدین مصلح در آلمان به شماره های ذیل دستیاب نمائید

    درهالیند 0031134600084
    در آلمان 0049206562722
    خاطره:
    از عموم اعضاء وهواداران فدراسیون فرهنگی احترامانه خواهش به عمل میآید که ،از اشتراک خويش الی پانزدهم ماه دسمبر مارا در جریان قرار دهند،تا در رابطه بامحل بود وباش ودیگر مسایل ضروری مهمانان تدارکات لازم را فراهم نموده بتوانیم.

    اداره فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان



    zaterdag 13 september 2008

    پیام فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان بمناسبت تجلیل از روز شهدای راه آزادی


    بسم الله الرحمن الرحيم

    پیام فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان بمناسبت تجلیل از روز شهدای راه آزادی

    و یادبود شهید احمد شاه مسعود

    بقول خداوندگار بلخ مولانا جلال الدين رومی :

    هرکسی از ظن خود شد يار من *** وز درون من نجست اسرار من

    ما امرو زدرعمق سیاه ترین دور تاریخ کشور خود، در رويارويی با فجیع ترین و وقیح ترین اشکال استبداد سیاسی و فرهنگی و حاکمیت طلبی انحصارگرانه ی تک ملیتی، در یک جو عریانِ وابستگی و بیگانه پرستی، در فقدان هرنوع آگاهی و نیازهای لازم در برخورد با این پدیده ی منحوس و بجامانده ا زد و بندهای استعمارگران بزرگ تاریخ، داریم دست و پا می زنیم.

    درحالیکه جراحات جانکاه ناشی از ضربات دشمن و ناشی گری های خویشتن، هنوزهم آذین بندان پیکر لگد خورده ی جامعه و مردم ماست، ما آخرین بارقه های امید مردم مظلوم و جفادیده ی خودرا هم در نبود یک خط فکری سالم و هدفمند با عدم دسترسی به راهکارهای انسجام سرتاسری تلاش و مبارزه ی همگانی خلق ها و ملیت های استبداد زده ی کشور در برابر طاغوت استبداد شووينيستی حاکم در محیط سیاسی موجود، در حال نابود شدن، نظاره و آینده را در هاله يی از اوهام و ابهام گمراه کننده به آغوش میکشیم.

    حوادث شوم با تأثیرپذیری از ارادۀ اجانب و خوشخدمتی های مزدوران ایشان بر سرنوشت جامعه ما حکمروا و ناامیدی با تمام قوت مصروف رهزنی عقل و خرد و باور و اعتماد به نفس مردم ما در جهت رهايی ازاین منجلاب جهنمی به نظر میرسد.

    این است تصویری از سیمای حقیقی جامعه و مردمی که ما بدان تعلق ذاتی و فطری داریم که در متن آن، گذشته تاریک و دردناک، حال در مخمصه ی خودگم گشتگی و استحاله ی ارزشها و آینده در اوهام تیره و تار بی یاسايی، انعکاس خودرا باز می یابد.

    تاریخ مدرسه و درسش تجارب به میراث رسیده از حوادث روزگاران است. کسانیکه سواد خواندن این درس های حقیقت را از متن تاریخ و مبدل ساختن آنها به شعور و آگاهی خود و جامعۀ مرتبط با خود ندارند، هرگزهم راه به سوب آزادی از گرداب حوادث باز نخواهند کرد و همیشه بازیچۀ دست حوادث شوم و نامرئی باقی خواهند ماند.

    چنانچه ماهم اکنون در متن این چنین یک حالت فاجعه بار قرار داریم و در محدودۀ دایرۀ اسارت ایجاد شده توسط اجانب و نوکران آنها، ناعاقبت انديشانه و مصرانه مصروف حصارسازی های کاذب به دور خود و دام افگنی در فراراه همدیگر میباشیم که، بازده و حاصل آن هم در همه احوال کاملاً عریان و در لابراتوار تاریخ به اثبات رسیده است، که همانا تداوم اسارت و نابرابری در خانه و ماوای خود است و خواهد بود !!!

    زندگی، رهبری، زعامت و شهادت زنده یاد شهید احمد شاه مسعود فقيد، خود آيینۀ تمام نمای آن حقایق تلخی است که دیدن تصاویر منعکس شده درآن، بصیرت و ایمان یک حقیقت جوی صادقی را نیازمند است که به دور از پیشداوری ها و خویش داوری های تنگ نظرانۀ محلی، گروهی، سیاسی، عقیدتی وغیره، خواهان غواصی بصیر در عمق این آيینه و دستیابی به گوهر حقیقت باشد.

    سوگمندانه؛ که در جامعۀ ما این آيینه ی گران سنگ و زینت یافته از زندگی آرمانی، ولی ناکام هزاران شهید، کمتر نظاره گر با آرمانی دارد که قداست آرمانی تاریخ مظلومیت ها و محرومیت های مردم جفادیده و فریب خورده ی این سرزمین را پیامبرانه و صادقانه داوری و در صدد بلند نگهداشتن درفشِ آرمان بزرگ رهايی حقیقت از جال اوهام باشد.

    ای وطندار !

    نوحه گری و مدیحه سرايی در وصف این ویا آن شهید و با بی بهره گی از عمق آرمان و ایمان در مسیر تحقق پیام زندگی و شهادت ایشان د ر راه رهايی انسان مظلوم این جامعه از چنگال اهریمن بیداد، محضاً درویزه گری نام و نان، از خوان استغنا و کرم آن بزرگ مردانی است که کمترین هدیه شان در فدیۀ رهای انسان از کام اژدهای کامروایان بیداد، نثار جان بوده است.

    چه بسا که این رسم منحوس، مرسوم تاریخ این سرزمین است، که اکثراً نام رفتگان نیک نام ما، به وسیله ی تأمین نام و نشان و جاه و مقام آزمندانه ی عده ای کاسب کار مبدل میشود که، از مجموعِ داشته های آن بزرگمردان ایثارگر، صرف قرب نام و نسب را مورد داد و ستد ناجوانمردانه قرار داده و از رجوع به حقایق الهامی زندگی مملو از فراز و فرود آنها کاملاً گریزان اند.

    چنانچه ما همین اکنون شاهد بی مدعای این حقیقت از زندگی و شهادت زنده یاد احمد شاه مسعود فقيد، بعد از ترور و شهادت وی در خواجه بهاوالدین ولایت تخار بودیم و هستیم که، چگونه کشمکش میراث داری آن فرزند شهید وطن، حقیقت راه و آرمان اورا پامال معامله گران لطف و کرم اجانب و تحمیق کنندگان مردم ما ساخت و کمتر کسی حاضر شد که یک بررسی نقادانه و مسئولانه ی وجدانی را به منظور جاویدانگی راه و آرمان واقعی آن شهید انجام و در خدمت نسل های بعدی قرار دهد. و همین اکنون نیز کمتر کسی جرأت اظهار نظر در رابطه با حقایق دوره های مختلف زندگی اورا در خود دارد. و تجلیل از روز شهادت او اکثراً شکل معرکه آرايی های سیاسی را حايز و از توضیح حقایق مرتبط با دوره های مختلف زندگی او، خصوصاً بعد از سقوط حاکمیت حزب دیموکراتیک خلق و تعویض حاکمیت از سلطه ی تک قومی به نفع دولتی با قاعده ی وسيع و اشتراک عادلانه ی نسبی همه مليت های کشور، بی بهره است !!!

    و این امر را که خیزش و انسجام سرتاسری شووينيسم قبایلی در برابر آن، اعم از راست و چپ، از اسلامیست دوآتشه چون گلب الدین حکمتیار و خلقی دوآتشه چون شهنواز تنی و اژدهای پیر ظاهرشاه پسر نادر جلاد با قرار گرفتن در یک سنگر، از ارتکاب هیچ جنایتی، محض به منظور ساقط ساختن اقوام ديگر از حاکمیت دولتی و استقرار دوبارۀ قبيله سالاری در کشور، ابا نورزیدند، تا امروزهم کمتر کسی بررسی و یارای سخن دارد. و اکثراً ترس ازآن دارند که مبادا متهم به ستمی بودن شوند که عظمت طلبان، در برابر آن سخت حساس اند !!!؟

    هموطن !

    تو که در خانه و کاشانه ی خودت از حقوق انسانی خود محروم و از گذشته های دور تا امروز در معرض تهاجمات گوناگون مادی و معنوی آنانیکه از یک جانب تورا هموطن خطاب میکنند و از جانب دیگر با انتسابت به تاجیک، هزاره، ازبیک، ترکمن، نورستانی، بلوچ، ایماق وغیره برخورد های تحقیرکننده، بمثابۀ انسان های درجه دو و سه را با تو مرعی میدارند و زندگی شهید مسعود با همه وسعت نظری که در رابطه با ایشان دارا بود، فدای توطئه ها و دسایس ایشان شد. چگونه میخواهی که از این منجلاب جان سالم بدر بری و حداقل نام و زبانت از آن خودت باقی بماند؟

    هرچند راه دشوار است ولی معراج حق وحقیقت در پناه پیام آرمانی شهدا و بیداردلانی که این پیام ها را مخلصانه و پیامبرانه پذیرا و رهروان صادق این مسیر باقی میمانند، حکم ازلی تاریخ است که نباید بدان بی باور بود.

    یکی از مسایل اساسی و مهمی که اکثریت مطلق نهاداً به واقعیت آن معترف ولی کمتر کسی از آن سخن برملا میگوید، مگر در محافل خصوصی و محرمانه !!! همانا چگونگی تبارز احمد شاه مسعود در جنگ مقاومت و تبدیل شدن جبهۀ ایجاد شده از جانب او به مرجع امید و کعبۀ آمال خلق ها و ملیت های تحت ستم در افغانستان، در پروسۀ شکل گیری جنگ مقاومت برعلیه اشغالگران روس و ایادی آنها در یک فضای دین سالارانۀ سنتی در جامعه است. شهید مسعود با کیاست و مهارت خاصۀ خود از آن بهره برداری و سنگر مقاومتِ متعلق بخود را بر بنیاد چنین باور و اعتمادی رشد و تکامل بخشید، و با داشتن خاستگاه اجتماعی از مجمع محرومان، سریعاً به محور تجمع محرومان مبدل شد.

    شناخت شخصیت و مبارزات مسعود شهید بدون درنظرداشت این سایه روشنهای واقعیات مسلم جامعۀ ما که اقوام و ملیت های تحت ستم در افغانستان اورا چون عضوی بپا خاسته از پیکر خود محسوب و صادقانه جان در راه تحقق آرمانهای او گذاشتند، کاملاً ناقص و دور از واقعیت خواهد بود، که بی اعتنايی در برابر این امر و تجربۀ ارزشمند تاریخ جامعۀ ما که در محافل محافظه کار و معامله گر هنوزهم محيلانه در ابعاد مختلف جریان دارد، تا گل روی کرزی ها و سیاف ها در برابر آنها شگفته باشد. ولی آن محکومان امید بسته در قیام و رزم مسعود و یکعده شخصیت های دیگر، هنوز هم محروم و محکوم اند و چه بسا که تناب های اسارت با گذشت هر روز تنگ و تنگتر هم میشود و آخرین مجاری تنفس را در گلوها زیر فشار قرارداده، که جفای بزرگی در حق مسعود شهید و دیگر شهدا ميباشد و بس. بی مناسبت نخواهد بود اگر دراينجا شاه فرد معروف شاعری زيباکلام را به دوستان بازگو نماييم که :

    باکم از ترکان تيرانداز نيست *** طعنۀ تيرآورانم می کشد

    خصوصاً درین شبانه روزی که حاکمان چماق بدست مزدور با حمایت های بیدریغ جهانخوران بی عاطفه، سرگرم سرکوب حقیقت آزادی و دیموکراسی و ابدیت بخشیدن به استبداد سیاه حاکمیت تک ملیتی در کشور اند، بی اعتنأ گذشتن از کنار این واقعیت ها و صرفاً به فرستادن تحیاة و صلواة به ارواح شهدا بسنده کردن در کلیه اوضاع و احوال، جز تحمیق خود و دیگران و چشم بستن در برابر حقایقی که مسعود خود شهید آن راه شد، چیز دیگری نمیتواند تعبیر شود.

    این امر که بازهم قبیله سالاران خشمگین و انتقامجو با برگشت به قدرت، مصروف تحکیم همه جانبۀ پایه های قدرت خود و تعمیم انتقام برعلیه ديگرباشندگان کشور اند، به هیچ کسی پوشیده نیست و بازهم این ماهستیم که اعم از تاجیک، هزاره، ازبیک، ترکمن، ایماق و بلوچ وغیره مزۀ تلخ محرومیت را تجربه و داغ اخگرهای سوزان استبداد و محرومیت را در لحظه لحظۀ زندگی در وجود خود احساس ميکنيم و جسم و روح ما در معرض شداید عذاب این ستمگری ها قرار دارد.

    اندرین جاست که فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان « ففــتا » بمثابۀ کانونی مصمم ومتعهد بر بذر آگاهی و رزم خردمندانه برعلیه کلیه مبادی و منابع استبداد، وظیفۀ خود میداند که با همه توان و استعدادی که دارد سعی در بلند نمودن فریادهای مظلومیت و محرومیت مردم نموده و به همگان هوشدار دهد که در مرجع تجلیل از شخصیت و مقام مردان بزرگی چون مسعود شهید و هزاران دیگر صرفاً به ارايۀ شعارها و تصاویری چند، با مقاله خوانی های، همگون با شاگردان مکاتب که اکثراً به منظور رشد و ارتقای استعداد شاگردان صورت میگیرد، اکتفا ننموده و تلاش به عمل آید که برخوردهای سازنده و نقادانه در رابطه با مسایل مختلف، اعم از دستآورد ها و اشتباهات، صورت گیرد. تا باشد که نوری را فرا راه مبارزات نسل های آینده، با استفاده از این تجارب ارزشمند و خونین، تدارک دیده بتوانیم.

    فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان، همچنان اعتقاد راسخ دارد که هر دوران تاریخی، پیام ها و رسالت های خاص آن دوران را نسبت به نسل ها و انسان های دربرگیرنده ی آن دوران با خود دارد و درک پیام ها و انجام آن رسالت ها، همواره از فراز و فرود های فراوانی متأثر میشود که برخوردهای فورمالیستی و جانبدارانه که همه و همه تمرکز بالای نقاط مثبت و خوب، معطوف و از کنار اشتباهات و نارسايی ها با اغماض و چشم پوشی عبور شود، مفید و ارزشمند ندانسته و آنرا مترادف با بستن روزنه های آگاهی برروی نسل های موجود و آینده ارزیابی میکند، که حاصل آن به بیراهه کشیدن مکرر نسل های انسانی و مانع رسیدن به آگاهی و خود آگاهی اجتماعی و فردی ميباشد.

    فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان با ارايۀ عمیق ترین مراتب غم شریکی و اهدای تحیاة و درود بر ارواح پاک کلیه شهدای راه حق و صلح و عدالت و روان پاک شهید احمد شاه مسعود فقيد، یکبار دیگر از کلیه مدعیان رهروی در جادۀ حق و حقیقت، خاضعانه تمنا مینماید که با روی آوردن به برخوردهای حقیقت یاب و پیوند دهندۀ همه ی محکومین و مظلومین، در برابر هیولای بیداد و استبداد، چراغ راهی را که از خون شهیدان ما مایه میگیرد، همیشه فروزان نگه داشته و با پاسخ مثبت به نياز مبرم زمان که وحدت و يکپارچگی مارا بيشتر از هر زمان ديگر می طلبد، از لغزش به گودال های جهنمی منفعت زود گذر شخصی و خود برتربینی های بی بنياد گروهی و تحقیر دیگران برحذر باشند.

    حماسۀ شهادت را با حماسه میتوان ادامه داد و نوحه خوانی معرف حماسۀ شهادت نیست. میراث شهید جانبازی و شهادت در راه حق است، این متاع گرانبها را نشاید که با ندبه و زاری و مداحی های بی لزوم خدشه دار ساخت.

    حقیقت از خون و توان رزمندگان راه حقیقت آبیاری میشود. نگذارید راه حق از رهروان سر به کف خود تهی باشد!

    الهی مردم مارا از خرد ِ خودشناسی محروم مگردان !

    آمین، يا رب العلمين ! و من الله التوفيق
    !

    maandag 8 september 2008

    پيام هواداران جنبش ملی اسلامی افغانستان بمناسبت سالروز شهادت احمد شاه مسعود

    پیام هواداران جنبش ملی اسلامی افغانستان مقیم انگلستان به مناسبت هفتمین سالروز شهادت شهید احمد شاه مسعود قهرمان ملی

    محمد همایون سرخابی از لندن

    خواهران و برادران گرانقدر اسلام و علیکم و رحمت الله و برکاه !

    مسرورم از اینکه از نام رهبر گرامی و نستوه ترکان افغانستان محترم سترجنرال عبدالرشید دوستم بنیان گذار جنبش ملی اسلامی افغانستان و هوا داران جنبش مقیم انگلستان در هفتمین سالروز شهادت المناک مبارز مردی اشتراک می ورزم که چهرء متبارز و شهرت ملی او نتنها در زمان حیات بلکه سال های بعد از وفات او نیز اوالگو و نمونهء ایثار، مقاومت و استواری در راه حق و عدالت خواهد بود

    حضارگرامی و دوستان ارجمند:

    شهید احمد شاه مسعود از جملهء چهره های معدود تاریخ معاصر کشور ماست که قلب بزرگش به خاطر دفاع از شرف و عزت وطن ، رفاه و سعادت مردمش می تپد و نامش در قلوب و روان مردم دلیر میهن ما جاودانگی یافته است . مسعود شهید از آغاز نو جوانی با صدای رسایش لرزه به اندام انحصار گران قدرت انداخت و نوای مظلومان وطن را به قیمت جان خویش خرید و در کوه و برزن کشور صدای آزادی و برابر زیستن را دلیرانه زمزمه نمود و پرچم پر افتخار مساوات و برابری را در قلل شامخ پامیر و بابا در اهتزاز آورد و برای نسل های آینده کشور درس ایثار و فداکاری داد .

    تداوم مبارزات دلیرانه و بی امان او در برابر متجاوزین و برتری طلبان قومی یک سان و الگوی شخصیت بی نظیرش بود .

    مسعود شهید از تبار دلیر مردانی است که هرگز تسلیم زر و زور نگردید و در برابر بیعدالتی ها ، تفوق طلبی ها و نابرابری ها بی امان مبارزه نمود و به خاطر دفاع از حق و عدالت ، تامین صلح و امنیت ، استقرار نظام عادلانه و اشتراک مساویانهء همهء اقوام و ملیت ها در امور اداره کشور تا پای جان مبارزه کرد . شاد روان احمد شاه مسعود ، تساوی حقوق میان همه تبار های میهن و بخصوص تساوی حقوق بین مرد و زن ، احترام به زبان ، کلتور و فرهنگ همهء مردم م کشور را ، اساس تامین وحدت ملی می شمرد و با افراط گرایی راست و چپ آشتی ناپذیر بود . او احترام به عقاید و باور های مردم را یکی از عناصر عمده و اصلی پیروزی در امر مبارزه علیه فقر ، غربت و بدبختی توده های مظلوم کشور میدانست و همیش اظهار می نمود ، افراطیون چپ و راست دو روی یک سکه اند آنانی که جهت تحکیم پایه های قدرت خویش آدم کشتند و مردم بی چاره کشور را به حراج گذاشتند هرگز قابل عفو نه می باشند . او ضدیت و آشتی ناپذیری خود را با آنانی که با استفاده از عقاید پاک مذهبی مردم تحت شعار دفاع از دین مقدس اسلام مبارزه می نمودند در تضاد بود . او عقیده داشت ، معرفت واقعی از راه اندیشه و عمل نیک به دست می آید که آن یک موهبت آلهی است نه از راه ابتذال که متاسفانه به نام اسلام نسبت داده اند . او با صراحت بیان می نمود : مرتدان واقعی کسانی اند که اعمال و تعلیمات شان به جای خدا شناسی و خدمت در راه مخلوق خدا کینه و نفرت بسیار به بار آورد و مردم را از راه حقیقت دور ، به تاریکی ، عبودیت و اطاعت کورکورانه نزدیک سازد . او می گفت آنانی که دین و مذهب را در چهره مرگ و خون به جهانیان عرضه نمودند دشمنان واقعی اسلام اند و هرگز قابل عفو و بخشایش نیستند . بنیان گذاری فردای که در آن همه فرزندان افغانستان با اتکا به ارزش های عالی دینی ، تاریخی و فرهنگی خویش هم آهنگ با دانش و رشد جهان مترقی نقش بازی کند امر اجتناب نا پذیر است . دردا و دریغا این ستاره پر فروغ میهن و این ابر مرد نستوه زمان ، بالاثر توطئه شوم و ننگین خفاشان کور دل و تروریست های حرفوی بین المللی درست هفت سال قبل از امروز با غرور داعی اجل را لبیک گفت و همرزماننش را با تلخ کامی در سوگ نبودش دعوت کرد

    ولی هیولای مرگ هرگز نتوانست ره روانش را از اندیشه های او جدا سازد ، زیرا مرگ پایان زندگی برای بیخردان و آغاز جاودانه گی برای فرزانه گان است حضار گرامی و دوستان ارجمند :

    اعضا و هوا داران جنبش ملی اسلامی افغانستان را عقیده بر آن است : در چنین فرصتی که کشور عزیز ما افغانستان و مردم صبور و دلیرش آماج توطئه های خطرناک تروریست های بین المللی ، مافیای مواد مخدر و دشمنان تاریخی خویش قرار گرفته و در تب سوزان سردرگمی ها بدبختی ها بیچاره گی های ناشی از افتراق ، تبعیض ، تفوق طلبی قومی و استبداد دولتی می سوزند و دشوار ترین روز های زندگی خود را سپری می نمایند از همهء وطن پرستان دور از میهن می طلبند تا به خاطر ندای بر حق مادر وطن لحظهء مکث نموده و جهت تامین صلح دوامدار، قطع جنگ و انسان کشی ، در رفع کدورت های بی مورد و خانمانسوز قومی و زبانی که جبراً به دستور بیگانه گان بر مردم ما تحمیل گردیده و میگردد ، متحد و یکپارچه علیه دشمنان تاریخی خویش به پا خیزند و اجازه ندهند تا بیش از این هر بی فرهنگ بیابانگرد و بی خبر از تاریخ با یاوه سرایی های مستهجن با استفاده از رسانه ها و تلوزیون های کشور های غربی بین هموطنان ما تفرقه ایجاد نموده و حتی بی شرمانه و رزیلانه برگشت اوزبیگ ها و ترکمن ها را به اوزبیکستان و ترکمنستان مطرح وتقاضا نمایند . در فرجام با ادای تحیات و درود های بی پایان به روان پاک مسعود شهید که دیگر میان ملیت های مختلف کشور ما به مثابهء اسطوره متانت و فداکاری در راه تامین حق و عدالت متبارز گردیده است برای کلیه ره روان دلیرش از بارگاه ایزد متعال سعادت و پیروزی مزید تمنا می نمایم .

    و من الله التوفیق

    محمد همایون سرخابی لندن

    7 سبتمبر 2008



     
  • بازگشت به صفحه اصلی
  • بازگشت به صفحه اصلی